سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

48

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

اگر شخصى را ديگرى پرتاب نمود و در نتيجه شخص پرتاب شده اصابت به غير كرده خود و ديگرى تلف شدند حكم اين است كه پرتاب‌كننده هم ضامن او بوده و هم آنچه بوسيله وى تلف و ضايع شده است . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود اينست كه شخصى را از بلندى مثلا غيرش پرت مىكند و وى به زير افتاده و به ديگرى اصابت نموده در نتيجه خود و غير هردو نابود و تلف شدند ضامن هردو آنكسى است كه او را از بلندى به زير انداخته است چه آنكه وى سبب براى ارتكاب دو جنايت شده : يكى جنايت بر كسى كه او را به زير انداخته . ديگر جنايت بر كسى كه شخص پرتاب شده با او اصابت نموده است برخى از فقهاء فرموده‌اند : ديه شخص زيرى بر آنكسى است كه از بالا پرتاب شده و بر روى او واقع گرديده منتهى پس از گرفتن ديه از وى او نيز به پرتاب‌كننده مراجعه كرده و آنچه داده از وى مىستاند بدليل صحيحه عبد اللّه بن سنان از مولانا الصادق عليه السلام ولى رأى اوّل اشهر بين ارباب فتوى است . قوله : و لو دفع الواقع من انسان غيره : كلمه [ الواقع ] مفعول است براى [ دفع ] و كلمه [ من انسان ] بيان است براى [ الواقع ] و [ غيره ] فاعل براى [ دفع ] مىباشد . قوله : ضمنه الدّافع و ما يجنيه : ضمير منصوبى در [ ضمنه ] به [ الواقع ] راجع بوده و ضمير فاعلى در [ يجنيه ] نيز به واقع و ضمير مفعولى آن به ماء موصوله برمىگردد . قوله : لكونه سببا فى الجنايتين : ضمير در [ لكونه ] به دافع